هادی خانیکی، استاد، گروه علوم ارتباطات، دانشکده علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
ابراهیم ترکی هرچگانی، دکتری، گروه علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
فرقه گرایی از ریشه لاتین Secta در انگلیسی به معنای عقاید تعصب آمیز حزبی یا مسلکی و افکار محدود به فرقه خاص و یکدنده در عقاید خود است. از جامعه لبنان به عنوان جامعه فرقه گرا نام برده می شود و خشونت مذهبی در لبنان پیامد فرقه گرایی است که از قرن نوزدهم و بیستم میلادی در جامعه لبنان برجسته شده است. اپیزودهایی از تنش و خشونت طائفگی، که ریشه در سالهای 1841 و 1860 میلادی دارد و با ایجاد کشور لبنان به اوج خود رسید، مساله ای که حتی امروزه نیز به اشکال متعددی شاهد بازتولید آن در قالبهای جدید و حتی گاهی قدیم آن هستیم. فرقه گرایی در لبنان بخشی از میراث استعماری است که امپراتوری های بریتانیا، فرانسه و عثمانی از زمان درگیری خود در شام به جا گذاشتند. در این پژوهش تلاش شده است تا به بررسی نفی پدیده فرقه گرایی در اندیشه امام موسی صدر پرداخته شود. در این راستا تجربه سید موسی صدر به عنوان یک روحانی نواندیش شیعی و فقیهی مصلح مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس گفتگو به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شیوه ها برای مواجهه با جهان متکثر و سرشار از تضادها، جنگ ها و درگیری ها و به ویژه به مثابه رویکردی برای توسعه و تعالی جوامع و به طور خاص خاورمیانه مطرح شده است که با وجود گذشت بیش از چند دهه تلاش، همچنان شعله جنگ، بسیاری از مرزهای ملی را در نوردیده است. بر همین مبنا رویکرد گفتگویی صدر به عنوان روشی اثربخش برای رهایی از این ستیزهای بی انتها در مقابله با فرقه گرایی معرفی شده است. روش به کار رفته در این پژوهش ترکیبی بوده است و به صورت همزمان از دو روش تحلیل گفتمان آثار و اندیشه سید موسی صدر و همچنین روش مصاحبه عمیق با اندیشمندان ایرانی و لبنانی که آشنایی زیادی با اندیشه و آثار وی دارند انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که چگونه سید موسی صدر با تأکید بر گفتگو و همزیستی بین ادیان و مذاهب در دهه 1960 تا 1980 میلادی توانسته است به میزان زیادی به کاهش تنش ها در جامعه فرقه گرای لبنانی کمک کند.
کلیدواژگان: امام موسی صدر، لبنان، گفتگو، فرقه گرایی، ارتباطات میان فرهنگی.
منتشرشده در: فصلنامه علمی پژوهشی سیاست متعالیه، سال 13، شماره 52
از جامعه لبنان به عنوان جامعه فرقه گرا نام برده می شود و خشونت مذهبی در لبنان پیامد فرقه گرایی بوده که از قرن نوزدهم و بیستم میلادی در این جامعه برجسته شده است. اپیزودهایی از تنش و خشونت طائفگی، که ریشه در سالهای 1841 و 1860 میلادی دارد و با ایجاد کشور لبنان به اوج خود رسید، مسأله ای که حتی امروزه نیز به اشکال متعددی شاهد بازتولید آن در قالبهای جدید و حتی گاهی قدیم آن هستیم. فرقه گرایی در لبنان بخشی از میراث استعماری است که امپراتوری های بریتانیا، فرانسه و عثمانی از زمان درگیری خود در شام به جا گذاشتند. در حالیکه لبنان یک کشور جدید است، فرقهگرایی در آن امر جدیدی نیست. لبنان که زمانی عروس خاورمیانه نامیده می شد، زیبایی طبیعی و تنوع فرهنگی را با هم ترکیب می کند. در منطقه ای که به شدت مسطح است، کوه های لبنان از زمان های بسیار قدیم اقلیت های خاورمیانه را به خود جذب می کردند. در امنیت این کوه ها است که هر اقلیت به توسعه فرهنگ خود ادامه داد و به آن تنوع فرهنگی بخشید که در هیچ جای دیگر جهان یافت نمی شود. تنوع فرهنگی لبنان براساس تفاوت های قومی یا زبانی نیست، بلکه براساس فرقه های مذهبی است. بنابراین، واگرایی جمعی به مرور زمان به یک نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرقه ای منجر شده است. یکی از ایده های مهم که این پژوهش به دنبال آن بوده، واکاوی جایگاه و نقش سید موسی صدر در مبارزه با تضادهای داخلی ناشی از فرقه گرایی، در دهه های 1960 تا 1980 میلادی است. در همین راستا تلاش شده تا با تأکید بر گفتگو و با رویکرد ارتباطات میان فرهنگی، به مواجهه سید موسی صدر با این موضوع در آن زمان پرداخته شود.
مفهوم فرقه در لغت بیانگر یک گروه یا سازمان است که اعضای آن مانند افراد هر انجمن و حزبی، هدف بخصوصی را دنبال می کنند، و این اهداف البته ممکن است در طول زمان تغییر یابند. اما فرقه ها به علت عملکردهای خاص درونی و روابط و مناسبات ویژه ای که برقرار می نمایند از سایر گروه ها و سازمان ها متمایز می گردند (تالر سینگر، 1387: ص 3). این اصطلاح از نظر تاریخی برای دسته بندی تفاوتهای مذهبی استفاده شده و در علم انسان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی یک مفهوم اصلی بوده که از دهه 1960 مورد توجه قرار گرفته است. در این گفتمان که از عمومیت بیشتری برخوردار است، تأکید می شود که فرقه ها غالباً درصدد بوده اند روابط اجتماعی انسان ها را به صورت تازه ای سامان دهند و نسل های تازه را با ارزش ها و الگوهای زندگی خاص خود اجتماعی کنند (همیلتون، 1390: ص 328). این فرقه ها، راه و شیوه عمل مبتنی بر سرسختی در عقاید متعصبانه یک مکتب معنوی، سیاسی و فلسفی را به رهروان خود معرفی می کنند که از فرقه گرایی حکایت دارد (خسروپناه، 1394). فرقه گرایی به عنوان مشکلی شناخته می شود که برخی کشورهای کمتر توسعه یافته و به طور خاص خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می دهد و نمونه بارز آن را می توان در لبنان مشاهده کرد، هرچند صرفاً به لبنان منحصر نمی شود. علاوهبر این، چنین پارادایمی از خصومت دیرینه بین جوامع مذهبی در دنیای مدرن حکایت دارد و اوج چنین ایده ای را می توان در نظریه برخورد تمدن های هانتینگتون مشاهده کرد. شاید مهمترین دستاورد یا هدف سید موسی صدر، مقابله با فرقه گرایی در جامعه متکثر لبنان باشد. در مجموع مصاحبه ها و همچنین تحلیل گفتمان اندیشه و آثار وی علاوه بر ضرورت گفتگو، بیش از هر چیز بر نقد فرقه گرایی و مقابله با آن تأکید شده است. البته اتخاذ چنین دیدگاهی از سوی صدر را باید در هویت دینی وی جستجو کرد. به واقع، نقد فرقه گرایی و به ویژه فرقه گرایی دینی را باید در تعالیم دینی و شیعی وی یافت.
3- گفتگو در ارتباطات میان فرهنگی با تأکید بر جامعه چندفرهنگی لبنان
در فرهنگ مدرن، با وجود همه کاستی ها و ضعف های آن، گروه های مختلف فرهنگی، قومی و نژادی می توانند به طرق مختلف با یکدیگر تعامل داشته باشند، اما به نظر می رسد در جوامعی با پیچیدگی های در حال توسعه ای همچون لبنان و به سبب پیشینه تاریخی آن، توانایی آنها در گفتگو در مورد موضوعاتی که برای آنها عمیقاً اهمیت دارد، بسیار دشوار بوده و در مواردی منجربه جنگ های خانمان سوز می شود. در اینجا از کلمه «گفتگو» استفاده می شود که به زعم هابرماس، حقیقت را به امری بین الاذهانی تبدیل می کند. همچنین از نظر باختین، زیستن بدون تعامل و گفتگو و در نتیجه پذیرش بسیاری از تأثیرات دیگران در زندگی خود، ناممکن است (باختین ، 1999: ص 83). از نظر باختین، اجتماع با ظهور شخص دوم آغاز می شود. مفهومی که باختین از اجتماعی بودن در نظر دارد، نوعی پذیرش تقدم منطقی بیناذهنیت بر ذهنیت است (تودوروف، 1377: ص 55). از همین منظر شکل گیری هر نوع اجتماع و ذهنیتی اگر بخواهد بین الاذهانی باشد، منوط به پذیرش گفتگو به عنوان اصل بنیادین شکل گیری هرگونه جامعه ای است. در مجموع، پژوهش حاضر درصدد است نشان دهد که چگونه رویکرد گفتگویی، می تواند مبنای هرگونه سیاست ورزی برای مقابله با تنش ها و تضادها به ویژه در جوامع متکثر و چندفرهنگی مانند لبنان باشد. کنش هایی که ادعای گفتگو دارند، همگی از اصول یکسانی پیروی نمی کنند و با رفتار، تاریخ و ساخت اجتماعی جامعه نیز به میزان زیادی بر رویکردها، رفتارها و روش های افراد مختلف جهت کاهش تضادها تأثیر می گذارند. از اینرو، برای ارزیابی روش گفتگویی سیدموسی صدر، در وهله اول دیدگاه حاضر ضرورتاً باید تاریخی بوده و در همین راستا نگاه ما باید تفسیری تاریخی از رویدادها ارائه دهد، تا هم بتواند درک صحیح تر و دقیق تری از آنها ارائه داده و هم از سوگیری ها و جهت گیری های مربوط به تفاوت های زمانی و تاریخی در امان باشد. به همین منظور، ابتدا به توصیف برخی از مهمترین عناصر تأثیرگذار در عرصه سیاسی و اجتماعی جامعه لبنانی و ویژگی های تاریخی آن پرداخته میشود که موجد چنین وضعیتی شده است.
یکی از مهمترین ریشه های شکل گیری فرقه گرایی در سطوح مختلف سیاسی و اجتماعی که حتی ساختارهای اقتصادی و تقسیم قدرت در لبنان را تحت تأثیر قرار می دهد، تقسیم بندی اجتماعی آن بر مبنای نظام طائفه ای است. این ساختار طائفه ای حتی بر مسائلی مانند منطقه گزینی، شیوه توزیع قدرت، روابط اجتماعی و سیاسی، تقسیم منابع و ساختار اقتصادی نیز تأثیر گذاشته و بیراه نخواهد بود اگر بگوییم آنها را شکل داده است؛ به طوری که بر مبنای میزان قدرت و نیز اثرگذاری هر یک از این طوائف، نوع و شکل توزیع قدرت در آنها نیز مشخص شده است. وضعیت لبنان در چارچوب نظام طائفگی بیش از هر زمان دیگری آن را مستعد احیاء تضادهای دهه های پیشین کرده است. در طول چند سال اخیر، وضعیت امنیتی در داخل لبنان به واسطه تأثیرات به هم مرتبط ناشی از جنگ در سوریه و سایر تغییرات و دگرگونی ها در منطقه، بدتر شده است. رشد خشونت های فرقه ای، افزایش هجوم پناهندگان و افزایش ناکارآمدی نهادهای دولتی و فساد، ازجمله مواردی هستند که منجربه افزایش تنش های بینمذهبی و فرهنگی در این کشور شده است (یاکوبیان ، 2014). همه این موارد و نیز حوادث بعد از 7 اکتبر 2023، نشان از بالا گرفتن تنش ها در جامعه لبنان دارد. علاوهبر شدیدتر شدن نزاع های مذهبی، فروپاشی اقتصادی، رشد بیکاری و بحران های اجتماعی، بر آتش تضادها خواهد افزود. این همان چیزی است که مکدیسی (2010) از آن با عنوان فرهنگ طائفه گرایی نام میبرد. از نظر مکدیسی، محور اصلی این طائفه گرایی در جامعه لبنان، مذهب است که به مثابه موقعیتی برای مواجهات استعماری به نقطه عطف همه تنش ها و درگیری ها در لبنان تبدیل شده است. مکدیسی تاریخ لبنان را یکی از دلایل شکل گیری این مواجهات می داند. از نظر او تاریخ از خیلی سال قبل آغاز می شود که در آن مذهب به موقعیتی برای مواجهات استعماری بین غرب مسیحی و امپراتوری اسلامی عثمانی تبدیل شد. این مواجهه به واقع عمیقاً معنای مذهبی را در جامعه چندفرهنگی لبنان تغییر داد.
یکی از مؤلفه های اصلی شکل گیری دولت- ملت، شکل گیری هویت ملی است که در آن همه شهروندان پیش از هر چیز خود را متعلق به یک حوزه جغرافیایی ملی در نظر گرفته و آن را اولویت اول برای تعریف کیستی خود قرار دهند. هویت از بنیادی ترین مفاهیمی است که نمی توان در تحلیل مسائل فردی و اجتماعی، همچنین در سیاستگذاری در حوزه های مختلف در جامعه از آن غفلت نمود (میری و هدایتی، 1397: ص 12-11). پویایی پدیده های مادی و معنوی، مفهوم «ملت» را واقعیت می بخشد؛ پدیده هایی مانند یک سرزمین سیاسی مشترک، یک دین مشترک، یک زبان مشترک، یک سلسله خاطرات سیاسی مشترک، برخی دیدگاه های اجتماعی مشترک و یک سلسله آداب و سنن و ادبیات و هنرهای مشترک. مجموعه ای از همه این مفاهیم «شناسنامه ای ملی» پدید می آورد که «هویت ملی» یک گروه انسانی یا یک ملت را واقعیت می بخشد (مجتهدزاده، 1381: ص 66). خود و دیگری، ما و آنها در سطح گروه ملی (ملت) بر احساس تعلق و آگاهی فرد یا افراد از میراث گذشته، سرزمین، ادبیات، زبان، دین، دستاوردها و دارایی های فرهنگی و اجتماعی و نیز باورها و ارزش های نظام سیاسی معنایی از هویت ملی را تشکیل می دهد که براساس آن تعریفی کلی از هویت کسانی که در یک واحد دولت- ملت زندگی می کنند را شکل می دهد. از چنین هویتی، انتظار می رود که به تقویت احساس همسانی، تشابه، تعلق و وفاداری افراد به گروه های ملی یا واحدهای جمعی نظیر ملیت و شناخت و آگاهی از تفاوت ها، ناهمسانی و تمایزات با سایر واحدهای جمعی (شهرام نیا و همکاران، 1393: ص 124) کمک کند و این شرط لازم برای شکل گیری هویت ملی خواهد بود. اگر بخواهیم این معیارها را به عنوان هویت ملی در لبنان تحلیل کنیم، به نظر می رسد این کشور بهشدت از نبود هویت ملی منسجم رنج می برد. نتایج مصاحبه ها نشان می دهد که میزان وفاداری و احساس تعلق به این واحد ملی در لبنان، چه در زمان سید موسی صدر و چه اکنون، وضعیت چندان مناسبی نداشته و برخی از شاخص های هویتی دیگر است که بر هویت ملی مرجح دانسته می شود. یکی از مهمترین دلایل ضعف در شکل گیری هویت ملی در لبنان، مربوط به تاریخ و به ویژه تاریخ شکل گیری آن بوده است. با وجود قدمت تاریخی سرزمین لبنان، این حوزه جغرافیایی همواره محل تاخت و تاز و جنگ های بزرگ بین تمدن های مختلف بوده است. به همین دلیل این سرزمین همواره با تغییرات جمعیتی گسترده ای مواجه بوده است. بهواقع، مهاجرتهای گسترده در لبنان، باعث شده تا معیارهای ملی که بایستی بین¬نسلی و طی تاریخ ساخت بیابد، شکل نگیرد. از آنجایی که طوائف لبنانی، همواره به برخی کشورهای دیگر وابستگی فکری و اعتقادی دارند، بیش از آنکه به هویت ملی لبنان تعلق خاطر داشته باشند، تعلق آنان به کشورهای دیگر است. از اینرو، اغلب طوائف در این سرزمین، عموماً به یکی از کشورهای منطقهای یا فرامنطقهای تعلق دارند و همین امر باعث می¬شود تا با فرسایش بیشتر در هویت ملی مواجه باشد. بُعد دوم تأثیرگذار و به تعبیری فرسایش دهنده هویت ملی، هویت های فروملی است که در لبنان وجود دارند. این هویت های فروملی، که عمدتاً در قالب تکثر فرهنگی خود را نمایان می کند، با سایر قشربندی های اجتماعی و به ویژه طائفه هم راستا شده و یکدیگر را تقویت می کنند. برایند همه این مسائل آن است که یک لبنانی پیش از آنکه خود را براساس هویت ملی تعریف کند، ترجیح میدهد هویت های فروملی را برای تعریف خود برگزیند. چنین وضعیتی حتی در قانون اساسی که بایستی میثاقی ملی باشد نیز بازتاب یافته است. به گفته علی رمال، استاد ارتباطات دانشگاه ملی لبنان (در مصاحبه با محقق این پژوهش): «وقتی به قانون اساسی لبنان نگاه می کنیم، می بینیم که لبنان، جمهوری است، ولی محکوم به موازنه طائفگی و مذهبی میباشد». این موازنه طائفگی از ابتدای استقلال لبنان منشأ اختلافات و چالش بزرگی در عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی لبنان بوده است: «همیشه اختلاف در لبنان بر سر توزیع و توازن قدرت بین طوائف و گروه ها است. درست است که بعد از استقلال لبنان، و در قانون اساسی این روابط مشخص شده، ولی همیشه در این زمینه تنش وجود داشته است»(علی رمال).
در این پژوهش برای ارزیابی اندیشه گفتگویی سید موسی صدر در نفی فرقه گرایی، تلاش شده تا از دو روش تحلیل اسناد و مصاحبه های کیفی استفاده شود. در بخش تحلیل اسناد از مجموعه کتاب دوازده جلدی «گامبهگام با امام» (ضاهر، 1396) استفاده شده که شامل مجموعه ای کامل از گفتارها، مصاحبه ها و مقالات سید موسی صدر در مدت زمان حیات ایشان در لبنان می باشد. این مجموعه به میزان زیادی ابعاد مختلف اندیشه گفتگویی صدر را توصیف کرده و می تواند منبع مهمی برای فهم تاریخی این شخصیت باشد. روش دوم مصاحبه عمیق با کارشناسان و افرادی است که یا از دوستان و یاران سید موسی صدر بوده اند و یا کسانی هستند که در این حوزه تحقیق کرده و آشنایی زیادی با اندیشه وی دارند. برخی از این افراد ایرانی و برخی دیگر نیز لبنانی بوده و طیف های مختلفی را شامل می شوند.
5- روش ها و شاخص های گفتگویی صدر
تاریخ لبنان، و به ویژه تاریخ معاصر آن، سرشار از تضادها، جنگ ها و درگیری های بین کشورهای استعماری، امپراتوری ها و کشورهای مختلف در قالب ایدئولوژی های دینی، مذهبی و طائفه ای است. از اینرو، این تاریخ همواره با تناوبی آونگی از جنگ و صلح همراه بوده است. این آونگ تاریخی برسازنده وضعیت کنونی لبنان بوده و آن را به کشوری سرشار از ادیان، مذاهب و گروه های سیاسی و فرهنگی مختلف تبدیل کرده است. فهم چنین جایگاهی از جامعه متکثر فرهنگی، دینی و مذهبی لبنان، علاوهبر فهم روندهای کنونی، نیازمند فهم و درک فرایندها و نقاط عطف تاریخی مهم و شخصیت های تأثیرگذار و الگوهای ارتباطات میان فرهنگی در تاریخ این کشور است. در این پژوهش، گفتگو به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شیوه ها برای مواجهه با جامعه متکثر و سرشار از تضادها، جنگ ها و درگیری ها و به ویژه به مثابه رویکردی برای توسعه و تعالی جوامع مطرح است. بر همین مبنا اندیشه گفتگویی صدر نیز به عنوان الگویی اثربخش برای رهایی از این ستیزهای بی انتها در مقابله با پدیده فرقه گرایی مدنظر است. در ادامه روش ها و شاخص های آن مورد بررسی قرار میگیرد.
5-1- لبنان به مثابه دال مرکزی گفتگو
برای فهم گفتمان صدر با توجه به شرایط فرقه گرایی لبنان، اندیشه، گفتار و رفتار ایشان را باید در تبیین مفهوم ملت لبنان جستجو کرد. به واقع، زمانی که سید موسی صدر بحث گفتگو، مذاکره و یا هرگونه مصالحه و در مقابل آن مبارزه را تعریف می کند، همه این مفاهیم حول سیاست ورزی در قالب مفهوم ملت لبنان مفصل بندی می شود. از همینرو تمام اشارات، رفتارها و گفتارهای صدر به نوعی ثبات، پیشرفت و توسعه در قالب مفهومی به اسم لبنان ختم می شود و با پذیرش این پیش فرض است که با تولید یک مفهوم فراگیر که تمام گروه ها، فرقه ها و مذاهب را دربرمی گیرد، امکان تولید وضعیت اجتماعی همهشمول فراهم میگردد. راه حل سید موسی صدر برای شکل دادن به مسئله ملت لبنان و توسعه آن به ویژه در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، همواره گفتگو بوده است. از همینرو است که هرگاه وی از گفتگو و ضرورت آن در جامعه لبنان سخن می گوید، بلافاصله گفتمان توسعه لبنان و عدالت اجتماعی در آن را نیز مطرح می کند: «ایمان من به خدا و عشقی که به لبنان دارم، موضع مرا تعیین می کند. موضع من مبارزه در راه خیر و صلاح کشور و عدالت اجتماعی و دراز کردن دست یاری به سوی هر انسان محرومی است» (ضاهر، 1396: ج 4، ص 170). سید موسی صدر در شرایطی به گفتگوی بین فرقه ها تمسّک می جوید که به نظر می رسد امکان آن از بین رفته باشد، اما وی چنین وحدتی برای پذیرش گفتگو میان همگان را تنها راه رهایی از وضعیت موجود معرفی می کند: «باید جنبشی ملی و دردمند و پرشور شکل می گرفت، تا از موانع ساختگی میان فرزندان این کشور عبور کند ... جنبشی برخواسته از ایمان عمیق به خدا و میهن و انسان» (همان، ج 4، ص 366). همچنین در پاسخ به جنگ های داخلی عنوان می کند: «راهی به جز همزیستی نمانده است ... ما لبنانی یکپارچه می خواهیم که در آن همزیستی کنیم. این سرنوشت ما است» (همان، ج 12، ص 156).
5-2- فرقه گرایی؛ وجه سلبی گفتگو درباره لبنان
در اندیشه صدر و حتی در ادبیات و اندیشه های سیاسی مربوط به لبنان در دهه 1980 میلادی که تاکنون نیز ادامه یافته است، آنچه بیش از هر چیز دیگر مانعی اصلی بر سر راه شکل گیری ملت لبنان بوده، فرقه گرایی است. هویتهای فرقه ای و گروهی عموماً بر هویت های ملی تقدم داشته و بر همین اساس منازعات در لبنان در جهت منافع فرقه ای، و نه ملی پیش رفته است. بنابراین، سید موسی صدر اولین وجه سلبی در هرگونه گفتگویی را مبارزه با فرقه گرایی عنوان می کند: «فرقه گرایی به این شکلی که اعمال می شود، بلای جان لبنان و علت و اساس مشکلات آن است» (همان، ج 4، ص 341). همچنین وی در بخش های مختلفی به تبیین آثار و پیامدهای تجربیات پیشین می پردازد که چگونه به فرقه گرایی منجر شده و حاصل آن وضعیت کنونی بوده است. با این حال نکته اصلی در گفتمان صدر در رابطه با وضعیت فرقه گرایی در لبنان را باید در این جمله وی جستجو کرد که: «نظام فرقه ای با وجود آنکه مسئله ای کاملاً سیاسی است، اکنون لباس دینی به تن کرده است» (همان، ج 3، ص 366). بر همین اساس است که صدر به شدت با چنین شیوه ای از فرقه گرایی مبارزه می کند و تلاش دارد تا آن را در محور گفتگوها و کنش های خود قرار دهد: «ما فرقه گرا نیستیم، بلکه پیشروی مسلمانانیم، برای همه و نه خودمان، جان خود را فدا می کنیم، من تشیع را این گونه می فهمم» (همان، ج 12، ص 27). منطق گفتگویی صدر در چنین وضعیتی معنا پیدا می کند. وی واقعیت جامعه لبنان را در گرو فهم تکثر و تنوع فرهنگی در لبنان معرفی می کند: «تأکید بر تکثر و تنوع در جامعه لبنانی با توجه به میراث ها و تمدن های اصیلی که دارد، زیربنای ساختار سیاسی جدید برای لبنانی یکپارچه است» (همان، ج 8، ص 129). بدون پذیرش تکثر و تنوع فرهنگی، فکری و مذهبی، فهم گفتگو غیرممکن خواهد شد و امکانی برای مجال آن به وجود نخواهد آمد. از همینرو است که سید موسی صدر به رسمیت شناختن دیگری در قالب کلیتی به اسم ملت را ترویج کرده و آن را سنگ بنای هرگونه کنش ورزی معرفی می کند: «فِرق لبنان، پنجره ای به سوی تمدن و فرهنگ هستند و چون به تکامل رسیده اند، تکثر آنها پدیدآورنده همبستگی و یکپارچگی است» (همان، ج 8، ص 130).
5-3- دیگری و تفاوت، مبنای اندیشه گفتگویی صدر
سید موسی صدر تلاش دارد تحت عنوان «متفاوت» و یا «دیگری» تهدیدی برای گروه های دیگر به حساب نیاید. به همین دلیل در راه اندازی جنبش محرومان، به صورت مکرر به این نکته پافشاری می کند که: «فرقه گرایی هیچ جایی در انگیزه ها و ابعاد این جنبش ندارد، مگر در پذیرفتن مسئولیت ها و تقدیم خدمات و حتی قربانی در این راه» (همان، ج 4، ص 354). همچنین با تأکید بر بُعد مذهبی تشیع می گوید: «باب اجتهاد، ویژگی های تمدنی مشخصی برای شیعیان ایجاد کرد، ازجمله انفتاح و گشودگی در برابر دیگر مذاهب و ادیان» (همان، ج 12، ص 30). صدر برای مقابله با این چالش تلاش دارد تا منطق تفاوت و پذیرش آن از سوی همگان را ترویج کند: «انسان به دیگران وابسته است و از همان آغاز به همنوعانش نیاز داشته و فرهنگ او ارتباطی کلی با وجود دیگری دارد» (همان، ج 3، ص 146). این همان منطق پذیرش تفاوت است که در آن: «وحدت ملی، همکاری مخلصانه است، نه اینکه گروهی در گروه دیگر ذوب شوند» (همان، ج 1، ص 213). پرواضح است که نمی توان سخن از هویت به میان آورد، مگر آنکه هم زمان سخن از تفاوت نیز به میان آید: «ممکن است در دیدگاه ها با هم اختلاف داشته باشیم، همچنان که ظاهرمان با هم تفاوت دارد، افکار و اندیشه ها هم متفاوت است» (همان، ج 1، ص 141). بعضی مواقع تفاوت ها خصومت آمیزند و نه تنها سبب درک و تفاهم نمی شوند، بلکه باعث به حاشیه راندن و طرد «دیگری» نیز می شوند، گاهی اوقات آشکار و برخی مواقع پنهان اند. اما مسئله صدر تنها تأکید بر هویت دیگری نیست، بلکه آنچه او را با چالش مضاعفی روبرو کرده، موقعیت فرودستی است که شیعیان در آن گرفتار شده اند و بیش از هر گروه دیگر، به مثابه دیگری متخاصم شناسایی شده و طرد می شوند. به همین جهت برخی اوقات، برنامه های صدر به عنوان دمیدن بر آتش فرقه گرایی تفسیر می شود، همان مسئله ای که وی تلاش دارد تا با آن مبارزه کند: «اینکه ما خواستار احقاق حق شیعیان هستیم، اصلاً به معنی دعوت به فرقه گرایی در لبنان نیست، به عبارت صحیح تر، شاید بتوان گفت که منظور ما از فرقه گرایی مثبت و تعامل با همه مذاهب اسلامی و مسیحی برای ارتقاء سطح همه این مذاهب است» (همان، ج 1، ص 144). به نظر می رسد چنین رویکردی موفقیت آمیز بوده است. به طوری که برای مثال پدر یواکیم مبارک (از رهبران مسیحی لبنان) در وصف وی می نویسد: «باور شخصی من این است که شیعی بودن امام و جنبش او نه به انکار نیاز دارد و نه توجیه، گذشته از آنکه وطن دوستی امام و فراگیر بودن جنبش او نیز جای تردید ندارد. من این شیعه بودن وی را ضمانت بزرگی برای اصالت جنبش و عامل پیوند آن با جهان عرب در ژرفای تاریخ می دانم» (همان، ج 4، ص 346).
5-4- تکثرگرایی فرهنگی: مبنای شکل گیری گفتگو
به نظر می رسد سید موسی صدر، دست کم در بعد عملی و همچنین در رفتار خویش قائل به نوعی تکثرگرایی فرهنگی در قالب ملت واحد لبنان بوده است. این قائل بودن به تکثر را هم در رفتار و هم در گفتار وی می توان مشاهده کرد که در وهله اول تقریب بین مذاهب اسلامی را مطرح کرده و درباره پیوند و همبستگی میان مذاهب اسلامی صحبت به میان می آورد: «اسلام دینی واحد است و مسلمانان امتی واحدند؛ پیامبرشان یکی است، کتابشان، قرآن، یکی است؛ قبله شان یکی است؛ احکام شان یکی است؛ هرچند در دیدگاه ها و نگرش ها تفاوت وجود دارد» (همان، ج 5: ص 46-45). او تنش بین فِرق اسلامی را به شدت تقبیح کرده و می گوید: «فرق میان سنّی و شیعه، فرق دینی نیست. محمد (ص) راضی نیست که امتش به این شکل پراکنده و از هم گسسته باشد. ما امتی واحد هستیم و باید این گونه باقی بمانیم» (همان، ج 5: ص 46-45). از همینرو است که وی بیش از هر چیز دیگر بر اصلاح دینی در درون جامعه لبنانی تأکید کرده و به واسطه ماهیت دینی جامعه لبنان، تکثرگرایی فرهنگی را تنها مسیر درست در راه توسعه لبنان تبیین می کند. به همین دلیل زمانی که وی به نقد فرقه گرایی می پردازد، بلافاصله راهکار را در تقریب مذاهب جستجو نموده و از این رهگذر است که: «مجلس اعلا به هیچ روی عامل تفرقه مسلمانان نیست؛ زیرا شرط همبستگی میان مسلمانان، تقریب آنان با یکدیگر بوده و شرط تقریب گفتگو است» (همان، ج 2: ص 113). چنین فرایندی منجر به نوعی همزیستی مسالمت آمیز بین گروه های مختلف دینی می شود و به واقع آنتی تزی در مقابل جنگ های فرقه ای بوده که بین طوائف مختلف در سرزمین لبنان شکل می گیرد. به همین دلیل است که سید موسی صدر مانیفست خود را اینگونه بیان می کند: «ما از همزیستی میان خداباوران در سرزمین خود با جان خود دفاع نموده و با همه توان از مسیحیان و مسلمانان و همه هموطنان دفاع میکنیم» (همان، ج ۵، ص ۷۷). پذیرش دیگری در عین اثبات نقش و جایگاه شیعیان در لبنان همان موضعی است که بارها در گفتار سید موسی صدر تکرار می شود: «ما ثابت کردیم که همکاری میان مذاهب امکان پذیر است. این ویژگی لبنان در بستر دموکراسی شکل گرفته و از اینرو عامل اصلی موجودیت لبنان و متمایز بودن آن و همچنین رسالت متمدّنانه آن در گرو دموکراسی است» (همان، ج ۵، ص ۹۱).
5-5- انطباق ارتباطی: حلقه گمشده
بحث بعدی در رابطه با نفی فرقه گرایی، نوع و شکل ارتباط مبتنی بر تکثرگرایی فرهنگی است که عموماً رابطه بین ما (دین خودی) و آنها (سایر ادیان) را تعیین می کند. لذا، تلاش میشود تا از مفهوم انطباق ارتباطی به عنوان رویکرد صدر در ارتباط با سایر ادیان استفاده شود. این نظریه از سوی گیلز و همکاران (2007) ارائه شد. انطباق ارتباطی، شیوه هایی را که ارتباط گران برای برقراری ارتباط و تأثیرگذاری بر یکدیگر به کار می برند، توضیح می دهد. براساس این نظریه، افراد استراتژی های همگرایی، واگرایی و اثبات را برای اعلام نگرش های خود به طرف دیگر اتخاذ می کنند. اولین مرحله از این الگوی ارتباطی که صدر آن را به کار می برد، همگرایی در شکل گیری ارتباطات بین فرهنگی و بین دینی است. همگرایی در یک موقعیت ارتباطی زمانی رخ میدهد که ارتباط گر (موسی صدر) الگوی بیانی و یا رفتاری اش را برای ایجاد مشابهت با طرف دیگر شکل داده و مدیریت می کند. در چنین موقعیتی، امکان شکل گیری تعامل و همگرایی بالا می رود: «از ده سال پیش با مشارکت عدهای از همکاران، گفتگوی اسلامی- مسیحی را از رهگذر نشست هم اندیشی لبنان آغاز کردیم که دستاوردی فرهنگی و نتایج عملی به دنبال داشت. حتی بالاتر از این، دیدارها و نشست های سودمندی طی این سال ها در زمینههای گوناگون داشتیم که امیدواریم بتوانیم این تلاش ها را با تشکیل مجلس اعلای فرق لبنان تکمیل کنیم. به نظر ما این طرح صفحه جدیدی در تاریخ ادیان و تاریخ لبنان خواهد گشود» (ضاهر، 1396: ج ۵، ص ۳۲۰). با این حال کنش ارتباطی وی در مقابله با دیگران، همواره همگرا نبوده و در مواردی و بسته به شرایط خاصی، از رویکردهای واگرایی برای برقراری ارتباط استفاده می کند. این حالت زمانی اتفاق می افتد که ارتباط گر بخواهد بر سبک کنش ارتباطی خاص و متمایز خود نسبت به دیگری تأکید کند. به واقع استراتژی تباین با هدف تأکید بر تفاوت های میان طرفین ارتباط اتخاذ می شود. به تعبیری، در برخی موقعیت های ارتباطی، افراد تمایل دارند تا تفاوت هایشان را نشان داده و اثبات کنند. چنین رویکردی، به ویژه در موارد دفاع از حقوق شیعیان و محرومان جنوب لبنان بیشتر از هر چیز دیگری خود را نمایان می کند.
6- کنش ها و مؤلفه های ارتباطی صدر
اعتقاد ما بر این است که روش و منش سید موسی صدر را می توان به مثابه الگویی برای مقابله با تضادها و تنش ها در جوامع چندفرهنگی به کار برد. هرچند با ربوده شدن ایشان و ناتمام ماندن پروژه وی برای توسعه لبنان، بخش زیادی از امیدها برای تحقق چنین آرمانی از دست رفت، اما می توان با بازخوانی و تفسیر کنش های وی، دست کم الگویی برای توسعه و همچنین مقابله با فرقه گرایی ارائه کرد که مبتنی بر ارتباطات میان فرهنگی با استفاده از اصل گفتگو و مفاهمه است. بخش مهمی از فرایند این پژوهش تلاش در جهت تبیین این الگو و مشخص کردن مهمترین کنش ها و مؤلفه های ارتباطی آن است.
الف) تأکید بر هویت ملی در تقابل با فرقه گرایی: یکی از مهمترین اصول مربوط به پیکارهای سید موسی صدر که بر نقش و اهمیت گفتگو تأکید میکرد، اهتمام بر اصل هویت ملی در لوای نوعی تکثرگرایی فرهنگی در جامعه لبنان بوده است. فرقه گرایی در جامعه لبنانی صرفاً مسأله ای فرهنگی نبوده و منجربه شکل گیری قشربندی های اجتماعی و اقتصادی آزاردهنده ای شده است. این فرقه گرایی همواره با برخی از نابرابریهای اجتماعی هم راستا شده است؛ به گونه ای که در آن زمان، جامعه شیعه در فقر و عسرت به سر می برد. تنازعات حول فرقه ها همواره با تنازعات بر سر دستیابی به منابع ثروت و قدرت همراه بوده و به همین دلیل به تعمیق شکاف ها کمک می کرد. این وضعیت می تواند هر لحظه منافع سیاسی و منابع اقتصادی را به سمت یک گروه دینی- مذهبی خاص متمایل کرده که همین نابرابری، در زمان های خاصی به یکی از مهمترین عوامل کشمکش، تضاد و جنگ داخلی تبدیل می شود. از طرف دیگر، در بُعد فرهنگی شاهد نوعی همزیستی مسالمت آمیز بین طوائف لبنانی هستیم که نوعی تناقض و پیچیدگی در سطح ارتباطات بینفرهنگی ایجاد می کند. ماحصل این وضعیت، یعنی همزیستی مسالمت آمیز در عرصه مدنی و فرهنگی از یکسو، و وجود تضادهای منافع و منابع در سطوح سیاسی و اقتصادی از سوی دیگر، منجربه شکل گیری تناقضات زیادی در عرصه ارتباطات میان فرهنگی شده که گاهی رواداری بسیار بالا رخ داده و گاهی تضاد و تناقض های شدیدی را به همراه دارد. بنابراین، هدف اصلی صدر در وهله اول دادن وزنه مناسب به همه گروه ها و به ویژه شیعیان برای ورود به عرصه گفتگو بوده و پس از آن تأکید بر هویت ملی به عنوان ریسمان وحدت در جامعه لبنان است.
ب) تأکید بر جنبشهای فرهنگی اجتماعی تکثرگرا و نفی بنیادگرایی: با گسترش جنبش های بنیادگرایانه در جهان و به ویژه گروه های تکفیری همچون داعش و القاعده، گفتگو در مورد دین و نقش آن در کاهش بنیادگرایی دشوار شده است؛ اما مطالعه تجربه سید موسی صدر به عنوان یکی از رهبران دینی دهه 60 تا 80 قرن بیستم میلادی، حاکی از آن است که چگونه دین می تواند به مثابه بُعدی رهایی بخش در پیشبرد و اصلاح جامعه عمل کرده و نه تنها مروج خشونت نبوده، بلکه در ذات خود قائل به گفتگو و صلح و توسعه برای همه باشد. چنین تفسیری از دین را می توان در اندیشه و تجربه موسی صدر یافت. در لبنان با وجود بسیاری از مظاهر مدرنیته، اما هنوز هم فرایندهای هویت یابی در این کشور به شدت تحت تأثیر مقوله های طائفه ای قرار دارد. انتقال ایدئولوژی های طائفه گرایانه به نسل های بعدی، آنچنان مشهود است که بسیاری از مردم در این کشور و حتی نسل های جدیدتر لبنانی خود را براساس هویت های طائفگی که در بسیاری اوقات مبتنی بر تضاد با دیگری است، صورت بندی می کنند. در چنین جامعه ای سید موسی صدر به عنوان یک روحانی نواندیش شیعی و فقیهی مصلح، تلاش دارد علاوهبر اهتمام به امر توانمندسازی شیعیان و توجه به نهادسازی و تأسیس سازمان های مدنی، با ایجاد همگرایی و نزدیکی گروه های دینی و مذهبی مختلف به یکدیگر در قالب گفتگوهای بینفرهنگی، بارها مانع از شعلهور شدن آتش خشم و انتقام میان طوائف لبنانی شده و به نظر می رسد که ارائه دهنده الگوی اثرگذاری در جامعه لبنان است که به تعبیر هانتینگتون بیش از هر وضعیت دیگری موجد برخوردها و تضادهای تمدنی بوده است. در چنین شرایطی، ضرورت ایجاد جنبش های فرهنگی و اجتماعی برای روشنفکران و مصلحانی همچون سید موسی صدر بسیار مهم میشود. از این منظر صدر، به عنوان یکی از پیشروهای جنبش های رهاییبخش شیعی، علاوهبر تلاش برای ایجاد اتحاد با کشورهای مسلمان و جنبشهای اجتماعی همفکر، برای مقاومت در برابر نیروهای سلطهجو به ویژه رژیم اسرائیل تلاش می کند.
پ) اصلاحات به جای انقلاب: ویژگی غالبی که عمدتاً در میان روشنفکران دینی به ویژه در ایران و لبنان که معتقد به مدرن سازی جامعه بودند، گرایش های چپگرایانه و غالباً انقلابی بوده است. به واقع از دیدگاه آنان، هرگونه تغییر در ساختارهای اجتماعی، نیازمند انقلاب، به ویژه در ساختارهای سیاسی بوده است. اما رویکرد صدر، با جریان های مسلّط در میان روشنفکران دینی متفاوت است. این تفاوت ها از اندیشه و دیدگاه های اجتماعی و حتی فقهی وی سرچشمه می گیرد. اولین نکته مربوط به عدم گرایش به اندیشه های چپگرایانه است. نکته دوم که از مهمترین شاخص های سید موسی صدر بهشمار می رود، عدم اعتقاد وی به «انقلاب» در ساختار سیاسی لبنان است. هرچند این موضع صدر، تا حدی برگرفته از شرایط جامعه لبنانی باشد که در آن امکان انقلاب وجود نداشته و ندارد و چنین دیدگاهی تنها می تواند به نوعی جنگ داخلی منجر شود، اما به لحاظ منش اخلاقی و سیاسی، وی کاملاً رویکردی اصلاحگرایانه داشته و از رادیکالیزه کردن هر نوع کنش اجتماعی به شدت پرهیز می کند. رویکرد سید موسی صدر اصولاً نمی تواند شکل انقلابی به خود گرفته باشد و بیشتر سمت و سویی فرهنگی را دنبال می کند. اهمیت مطرح کردن این بحث از آن جهت است که در آن زمان، بسیاری از روشنفکران دینی در ایران و در بسیاری از کشورهای دیگر جهان به شدت معتقد به پراکسیس های انقلابی بوده و نظریات و کنش های آنان نیز بر همین مبنا پیش رفته است. به تعبیری، گفتمان غالب و مسلّط در عصر موسی صدر، گفتمانی انقلابی بوده که یکسوی آن مذهب و یکسوی دیگر آن اندیشه های چپگرایانه بوده است. اما سید موسی صدر معتقد است که هرچند دین می تواند به مثابه تفکری برای اصلاح جامعه در نظر گرفته شود و قادر به بسیج اجتماعی است، اما انقلابی بودن آن، به ویژه برای جامعه متکثر لبنانی بسیار خطرناک خواهد بود. به زعم وی، دین در صورت انقلابی بودن آن، همواره در تقابل با دیگری قرار خواهد گرفت و این دیگری نیز الزاماً دینی بوده و همین مسیر در گذشته منجربه شکل گیری چندین جنگ خونین شده است. به همین دلیل، هرگونه حرکت انقلابی در لبنان، منجربه شعله ورتر شدن هرچه بیشتر این تضادها شده و نمی تواند در جهت بهبود جامعه پیش برود. از طرف دیگر، جامعه لبنان یک جامعه متکثر قوی و مذهبی است که به لحاظ میزان قدرت سیاسی، فرهنگی و تا حدی نظامی، تعادلی بین این گروه ها وجود دارد. به همین دلیل هیچ گروهی نمی تواند به تنهایی و بدون مشارکت سایر گروه ها، انقلابی همه جانبه در لبنان را رهبری کند. بنابراین، از نظر صدر، ضرورت و یا حتی امکان شکل گیری انقلاب در جامعه لبنان، به ویژه با تأکید بر هر نوع ایدئولوژی دینی منتفی خواهد بود. به همین دلیل است که اصولاً روش ها و شیوه های برقراری ارتباطات وی با شیوه های ارتباطی انقلابیون آن دوره بسیار متفاوت است. اگر در میان روشنفکران دینی طرفدار انقلاب، «خطابه» -مثل سخنرانی های پر جنبوجوش شریعتی- محبوبیت و اثرگذاری بیشتری دارد، اما در گفتمان صدر شکل غالب ارتباطی، «گفتگومحور بودن» و «ارتباطات آئینی» مبتنی بر روابط رودررو برای دستیابی به فهم و درک متقابل، اهمیت بیشتری داشته است.
ت) ارتباطات و مشارکت آئینی در اندیشه صدر: سید موسی صدر از مذهب به عنوان یکی از مهمترین رویکردها برای مقابله با فرقه گرایی و همچنین اصلاحات اجتماعی و مبارز با فقر استفاده می کند. این رویکرد نیازمند استفاده از آن چیزی است که از آن با عنوان «ارتباطات آئینی» نام برده می شود که مبتنی بر مناسک و آئین هایی است که نقش برجسته ای در شکل دهی به هویت های گروهی داشته و غالباً به عنوان امری پذیرفته شده به کار می رود. از نظر باسو و سنفت (2009: ص 2)، «ارتباط آئینی نوعی تعهد یا همکاری است که شامل ایجاد دانش فرهنگی در شیوههای متفاوت محلی تعامل انسانی گفتارمحور است. همچنین ارتباطات آئینی نوعی هنر است، نشانهای که نه تنها شامل گفتار، که شیوه هایی را دربرمی گیرد که در زمینههای خاصی از تعامل اجتماعی قابل پیش بینی است». دیدگاه آئینی به عنوان یکی از ویژگی های شخصیتی صدر در نظر گرفته می شود، و بر چندوجهی بودن ذاتی آن تأکید می کند، که در آن زمان بندی، و مکان های خاص شکل گیری چنین شکلی از ارتباطات که به طور رسمی طبقه بندی شده اند، همگی نقش های اساسی در پیشبرد اهداف وی در جهت ایجاد صلح و همزیستی مسالمت آمیز ایفا می کنند. از این منظر، شاخص های ویژه ای برای این شکل از ارتباطات در نظر گرفته می شود: «متأسفانه غالب گفتگوهای دینی که در جهان صورت می گیرد، فقط در سطح نخبگانی است؛ ولی امام موسی صدر آن را به یک خواست عمومی تبدیل می کند ... امام موسی صدر تلاش می کند تقریب مذاهب را از فضای گفتگویی بین علمایی به کف خیابان بیاورد» (رسول رسولی پور در گفتگو با محقق). سید موسی صدر، به واسطه فهم عمیق نسبت به تضادهای ملی که عمدتاً مبتنی بر تفاوت های مذهبی بوده است، شکلی از ارتباطات و گفتگو را برمی گزیند که رابطه مستقیمی با همین تضادها داشته و از طرف دیگر به علت پیوند آن با مناسک، می تواند بیشترین اثربخشی را داشته باشد. صدر، برخلاف برخی از فقهای سنّتی که خط قرمز صریحی بین مذاهب ترسیم کرده و به واقع میزان ارتباطات بین مذاهب را به حداقل رسانده بودند، تلاش دارد تا با استفاده از ارتباطات آئینی، بالاترین میزان ارتباطات بین مذاهب را شکل دهد و قائل به نوعی گفتگوی بین دینی است که با فهم و درکی متقابل همراه باشد. وی با شرکت در این گونه آئین ها، به وضوح در ترویج ایده های صلح گرایانه و تقریب مذاهب، ابتکار عمل را به دست می گیرد. همچنین با گردهم آوردن رهبران مذهبی لبنان و حتی شرکت در آئین های مذهبی جهانی و همچنین مشارکت در مناسک دینی آنان قصد دارد به تمام مردم لبنان و حتی جهان نشان دهد که همه ادیان، علیرغم اختلافات می توانند در جهت همزیستی و صلح حرکت کنند. با این حال باید توجه داشت که اجرای عملی ارتباطات آئینی، امری دشوار بوده و از آنجا که در لبنان همواره تفکرات قالبی شدیدی وجود دارد، لذا شرکت در چنین آئین هایی ممکن است با «تکفیر» همراه شود و شرکت در چنین برنامه هایی گاهی با شدیدترین مخالفت ها همراه بوده است: «برخی به ایشان ایراد می گرفتند که چرا با مسیحی ها نشستی و یا به کلیسا رفتی و چرا حضور مسیحی ها در قدرت را می پذیری و این خلاف اسلام است و مسیحی باید جزیه بدهد و دولت باید اسلامی باشد و... اما ایشان قبول نمی کرد و می گفت این عین اسلام است؛ اسلام آنطور که موسی صدر می فهمد» (محمدعلی مهتدی).
سید موسی صدر در چنین ارتباطی ضمن به اشتراک گذاشتن آئین ها، تلاش دارد تا بیش از هر چیز دیگری بر ابعاد مشترک این ادیان تأکید کرده و ابعادی از هویت های مذهبی را تقویت کند که در میان این ادیان مشترک هستند. چنین رویکردی از ارتباطات آئینی، پذیرایی و حمایت از افرادی از سایر ادیان یا دعوت از آنها برای دیدار، جشن گرفتن یا حتی شرکت در زندگی آئینی جامعه، نمادی از تمایل به فراتر رفتن از حل تضادها و دعوت به مشارکت جمعی برای حرکت به سمت توسعه ای مبتنی بر واحد ملی در کل لبنان بوده است. رضا اسکندر، استاد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه ملی لبنان در این خصوص می گوید: «ایشان معتقد بود منشأ ادیان و مذاهب، الهی و مشترک هستند و هدف ادیان الهی این است که در خدمت مردم باشند و برای مردم تلاش کنند، نه اینکه مردم فدای ادیان شوند و روی همین اصل از برخوردهای فرقه ای که در لبنان رایج بود، فاصله گرفت». براساس استراتژی صدر، اشتراک مناسک به عنوان راهی برای ابراز همبستگی با طائفه و جامعه مذهبی دیگری عمل می کند. این مسئله به ویژه برای دین اسلام و طائفه شیعه اهمیت بسیار بالایی دارد؛ به این دلیل که عموماً با پدیده فزاینده شیعه هراسی و حتی اسلام هراسی در جامعه لبنان و جاهای دیگر مواجه هستیم، در رابطه با حکومت و حتی مواجهه با سایر ادیان مطرح می شود. طلال العتریسی، استاد جامعه شناسی دانشگاه ملی لبنان، این استراتژی را این گونه توصیف می کند: «امام موسی صدر به صورت عملی به تعدد طوائف مذهبی، فکری و سیاسی و تکثر فرهنگی در لبنان ایمان داشت و به صورت اساسی اصرار بر تأسیس و تثبیت تفاهم اسلامی- مسیحی و از طرف دیگر تفاهم اسلامی- اسلامی داشته و معتقد بود این تعدد دینی (اسلامی- مسیحی) در لبنان و تعدد مذهبی (شیعه و سنّی و...) اساس وجودی و استقرار لبنان است». از سوی دیگر، تأکید وی بر رویکردهای اجتماع محوری بود که در آن هرگونه اصلاح را از متن و زمینه اجتماعی آن در نظر گرفته و معتقد است که رویکردهای اصلاح گرایانه، برخلاف رویکردهای رادیکال، رویکردی از پایین به بالا بوده و از اینرو نیازمند اشکال متفاوتی از الگوی ارتباطی است که انطباق زیادی با منطق گفتگو دارد. بنابراین، ایده صدر دستیابی به سطح ارتباطات توسعه از سطح نخبگانی به سطح ارتباطات مردمی بوده که مبنای آن را بر گفتگو استوار کرده است.
در واقع نخ تسبیحی که تمام رفتارها و گفتارهای سید موسی صدر را در نفی فرقه گرایی به هم پیوند زده، تأکید بر گفتگو بین فرهنگ ها، ادیان و مذاهب مختلف در لبنان بوده است. این گفتگو دارای الزامات و ضروریات بنیادینی است که مهمترین آنها پذیرش تکثر فرهنگی در جامعه لبنان و در کنار آن برابری همه طوائف و گروه ها در قالب یک هویت ملی بوده است. پذیرش تکثر به عنوان پیش شرط گفتگو، با برخی دلالت های دیگر همراه خواهد بود که برخی از مهمترین این دلالت ها همزیستی مسالمت آمیز بین این گروه ها خواهد بود. همچنین آزادی همه گروه ها و طوائف برای بیان آراء و اندیشه های خود شرط دیگر استفاده از رویکردهای گفتگومحوری است که در اندیشه صدر مشهود است. با این حال، گفتگو و آزادی در اندیشه و بیان آن در جامعه ملتهب و بهشدت مستعد جنگ لبنان، نیازمند نوعی همگرایی ارتباطی بوده است که در آن تأکید بر مشابهات، بایستی جایگزین نقاط افتراق شود. در چنین وضعیتی تأکید بر تفاوت، به جای اصرار بر تعارض، تضاد و طرد دیگری، نیازمند نوعی ایثارگری و سعهصدر است که باید در میان همه طرف ها وجود داشته باشد. سید موسی صدر در پرتو چنین اندیشه ای، توانست در مدتی نزدیک به دو دهه فعالیت منسجم خود در جامعه لبنان، تأثیرات شگرفی بر گروه ها و طوائف لبنانی بگذارد. هرچند این پروژه با ربوده شدن وی ناتمام ماند و به علل مختلفی ادامه نیافت، اما هنوز هم اندیشه، آثار و تجربه وی به مثابه روشی برای پایان دادن به برزخ فرقه گرایی در جامعه لبنان و در جوامع با شرایط مشابه مورد توجه است.
تالر سینگر، مارگارت (1387). فرقه ها در میان ما، ترجمه: ابراهیم خدابنده. تهران: نشر ماهریس.
تودوروف، تزوتان (1377). منطق گفتگویی میخائیل باختین. ترجمه: داریوش کریمی. تهران: نشر مرکز.
خسروپناه، عبدالحسین (1394). آسیب شناسی امنیتی فرقه گرایی مذهبی در جهان اسلام. مطالعات راهبردی جهان اسلام، شماره 64.
شهرامنیا، سید امیرمسعود؛ مهرابی کوشکی، راضیه؛ پور رنجبر، مهدیه (1393). بررسی تأثیر شبکههای اجتماعی بر میزان هویت ملی. پژوهش های راهبردی سیاست، 3(9).
ضاهر، یعقوب (1396). گام به گام با امام، مجموعه گفتارها و مصاحبه ها و مقالات سید موسی صدر. تهران: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر.
مجتهدزاده، پیروز (1381). جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی. تهران: انتشارات سمت، ج 1.
میری، سید جواد؛ هدایتی، بیتا (1397). هویت و صلح. تهران: انتشارات نقد فرهنگ.
همیلتون، ملکم (1390). جامعه شناسی دین. ترجمه: محسن ثلاثی. تهران: نشر ثالث، چاپ سوم.
Bakhthin, M. (1999). Toward a Philosophy of Act, Trans Vadim Liaponuv. Texas: University of Texas Press.
Basso, E. B. & Senft, G. (2009). Ritual Communication. Oxford: Berg.
Giles, H. & et al. (2007). Communication Accommodation Theory. In: B. B. Whaley & W. Samter (Eds.), Explaining communication: Contemporary theories and exemplars (pp. 293-310). Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum.
Makdisi, U. (2010). The Culture of Sectarianism Community, History, and Violence in Nineteenth-Century Ottoman. Lebanon: University of California Press.
Yacoubian, M. (2014). Renewed Conflict in Lebanon. Council on Foreign Relations.